![]() |
![]() |
|
| هرشب به آسمان حياط نگاه ميكنم و ... |
|
رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن ترك من خراب شبگرد مبتلا كن ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن از من گريز تا تو هم در بلا نيفتي بگزين ره سلامت ترك ره بلا كن ماييم و آب ديده در كنج غم خزيده بر آب ديده ما صد جاي آسيا كن خيره كشي است ما رادارد دلي چو خارا بكشد كسش نگويد تدبير خونبها كن بر شاه خوبرويان واجب وفا نباشد اي زرد روي عاشق تو صبر كن وفا كن درديست غير مردن كان را دوا نباشد پس من چگونه گويم كاين درد را دوا كن؟ در خواب، دوش، پيري در كوي عشق ديدم بس کن که بیخودم من، ور تو هنر فزایی تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرشب به آسمان حياط نگاه ميكنم ودرخيرگي غرق ميشوم تاشايد
تورا نگاه تورا درآن بيابم ولي افسوس كه ... |
|
RSS
|